عناصر اصلي نقد فيلم

{دبي توآيمن
براساس كتاب تكوين معنا نوشته‌ي ديويد بردول
ترجمه: اميد نيك‌فرجام}

ديويد بردول در كتاب خود با عنوان تكوين معنا اشاره كرده است كه هر نقد فيلم چهار جزء كليدي دارد، و اين اجزا عبارت‌اند از چكيده‌ي طرح فيلم، اطلاعات زمينه، مجموعه‌اي از مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم، و ارزيابي.

چكيده‌ي طرح فيلم:

اطلاعات زمينه:

مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم:

ارزيابي:

ادامه نوشته

نمایش تصویری(بخش دوم )

...اما در سینما فاصله ی موجود از واقعیت فیزیکی، معلول استفاده از تصویر بازیگر به جای خود بازیگر است. در سینما نور و سایه جایگزین تنوع جلوه های رنگی می شوند و پرسپکتیو صرف تداعی گر عمق است. اما نباید بر نکته‌ای اشتباه تاکید کرد. به عبارت دیگر، بیشتر باید بر این امر تاکید کرد که بازیگران سینما در مقابل ما حضور جسمانی ندارند. نکته س اساسی این است که ما به دوبعدی و تخت بودن تصویر آگاهیم.

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به یک شاهکار

 
بربادرفته GONE WITH THE WIND
 
 
بربادرفته GONE WITH THE WIND
کارگردان : ویکتور فلمینگ
تهیه کننده :دیوید اوسلزنیک
هنرپیشگان: کلارک گیبل ( به نقش رت باتلر)- ویویان لی (به نقش اسکارلت اوهارا)- لسلی هوارد (به نقش اشلی ویلکز) – الیویا دو هاویلند (به نقش ملانی همیلتون) – هتی مکدانیل ( به نقش مامی ) و ......
مدت نمایش:۲۳۸ دقیقه
محصول:آمریکا (کمپانی مترو گلدوین مایر)
سال ساخت :۱۹۳۹
درجه نمایش G
ادامه نوشته

اطلاعاتی در مورد فریم سایز   HD,SD,2K  (کاربردی در کپی دیجیتال به نگاتیو)

(با تشکر از: بختیار لحیمی)

نسخه PDF

مکتب مونتاژ

به نقل از وبلاگ سکانس 

مکتب مونتاژ

بی شک زادگاه مکتب مونتاژ شوروی است. عمر ساخت فیلم های نمونه ای در این مکتب بیش از شش سال طول نکشید ولی این دوره از آن جهت در تاریخ سینما قابل ذکر است که تلفیق و ترکیب نماها به عنوان مونتاژ اهمیت پیدا می کند. کلمه ی "فرمالیسم" در سینما به موضوعات زیادی اطلاق شده است ولی این نام برای اولین بار بر روی همین مکتب مونتاژ گذاشته شد.

ادامه نوشته

در مورد برشت

«هنر را نمی‌توان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را می‌توان سفارش داد.»

((دوران تيره (برتولت برشت) - ترجمه بهروز مشيری))

برشت به سال ۱۸۹۸ در اوگسبورگ در ايالت باير در جنوب آلمان به دنيا آمد. پس از پايان جنگ جهانی اول، از سال ۱۹۱۹ به انتشار شعرها و نمايشنامه های خود پرداخت و به زودی به شهرتی فراگير رسيد.
برشت در ادبيات و هنر به تعهد اجتماعی معتقد بود و قلم خود را در خدمت مبارزه با نابرابری ها و ناروايی های جامعه نهاده بود. او با نگارش رشته ای از مقالات نظری، مکتب تازه ای در تئاتر پايه گذاشت که "تئاتر اپيک" يا "تئاتر روايی" خوانده می شود. اين تئاتر به ياری "تکنيک فاصله گذاری" و شکستن "توهم نمايشی"، تماشاگر را از غرق شدن در هيجانها و احساسات درام باز می دارد، به او فرصت و توان انديشيدن می دهد، تا بتواند وضعيت موجود را نقد کند.
با به قدرت رسيدن رژيم نازی در آلمان (۱۹۳۳) برشت ميهن خود را ترک کرد، کشور به کشور از برابر پيشروی ارتش نازی گريخت، دانمارک و سوئد و فنلاند را پشت سر گذاشت تا سرانجام در سال ۱۹۴۱ به آمريکا رسيد.
دوران تبعيد برشت، که خود گمان می کرد کوتاه مدت باشد، ۱۵ سال به درازا کشيد. او در تمام اين دوران ناآرام در آفرينش هنری کوشا و پربار بود و آثار ماندگار بسياری نوشت.

ادامه نوشته

نمایش تصویری(بخش اول )

 

 می دانیم که هدف هنر جداسازی بخشی با اهمیت از تجربیات ماست،بخشی که هم دارای هماهنگی درونی است و هم از زندگی واقعی ما بی نیاز است.همین هماهنگی و توافق درونی است که حس زیبایی شناختی ما را ارضاء می کند،گرچه باید خاطر نشان کرد که برای درک این توانایی باید تلاش کنیم بر اساس تمایلات و انگیزه های درونی خود به کنه هر جزء برسیم و معنای هر خط و رنگ شکل و هر واژه و لحن و نت را دریابیم.تنها در صورت مالامال شدن همه اجزاء از این رکن درونی می توان به واقع از هماهنگی و موزونی بخشها لذت برد.ابزار هنرهای گوناگون روش تحقق این هدف است.البته این روش برای هر ماده ای متفاوت است.و در ماده ای واحد نیز می توان روشهایی بسیار متفاوت را برای جداسازی و حذف اجزاء بی اهمیت و تحکیم و تقویت اجزای موثر در ایجاد هماهنگی به کار گرفت.حال برای شناخت ابزار ویژه ی سینما برای غلبه بر واقعیت و جداسازی داستانهای نمایشی با اهمیت و چشمگیر و ارائه ی آنها به گونه ای که هم به درون داستان کشیده شویم و هم آن را با زندگی واقعی خود خلط نکنیم و هم از هماهنگی اجزای آن لذت ببریم  باید نتایج بحثی روانشناختی را مرور کنیم.

سینما درباره ی رخدادهای نمایشی معرفتی به ما می دهد که کاملآ معلول تمایلات درونی ذهن است و از این جنبه به هیچ وجه با تئاتر قابل قیاس نیست.رخدادهای سینما در مکان واقعی و دارای عمق شکل می گیرند.

ادامه نوشته

كارگردانان در تابستان گرم و طولانى

( مرورى بر فعاليت هاى چند فيلمساز شاخص از سه نسل مختلف )

در حالى كه سينماى ايران همچنان در حال گمانه زنى و تجربه اوليه سياست هاى محمدرضا جعفرى جلوه و مديران جديد سينمايى كشور است، رونق ايجاد شده در بخش نمايش اندك اندك در حال سرايت به حوزه توليد است و تقريباً اكثر فيلمسازان ايرانى از نسل هاى مختلف در حال انجام پروژه هايى هستند. از اين لحاظ سينماى ايران بعد از چند سال مجدداً در حال تجربه يكى از دوره هاى خاص خود است كه هركدام از فيلمسازان ايرانى يا طرح فيلمى را آماده ساخت دارد يا يك فيلم را آماده نمايش. هرچند مى توان درباره كيفيت و ميزان آزادى فيلمسازان مختلف درباره ساخت فيلم هايشان صحبت كرد اما به هر صورت براى سينمايى كه توليداتش هيچگاه نتوانسته برآيندى كلى از سينماگران حاضر در آن باشد چشمگير است. نوشته زير مرورى است بر فعاليت هاى چند فيلمساز شاخص از سه نسل مختلف سينماگران ايرانى كه نمودارى است از كليت جريان توليد سينماى ايران در ماه هاى اخير....

ادامه نوشته

معرفی یک فیلمساز

 

 

مایا درن :بانوی سینمای تجربی

(نوشته شده توسط مینا کشاورز)

شاید بتوان سینمای تجربی ، آوانگارد و زیرزمینی را در یک مجموعه قرار داد به لحاظ نوع تفکر فیلمسازان این گونه سینما.: " سینمای تجربی در عصر دیجیتال "(1) عنوان کتابی است اثر ملکوم لو گریس که بنیاد سینمایی فارابی آن را همزمان با برگزاری بیست و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر منتشر کرد تا حدودی راجع به سینمای تجربی در دهه 70 انگلستان است و علی عامری مهابادی، مترجم کتاب در پیشگفتار، به طور خلاصه این نوع سینما و پیشینه آن را معرفی کرده است که متاسفانه نامی از مایا درن فیلمساز آوانگارد آمریکایی که از بنیانگذاران این جنبش بوده برده نشده است. مطلب زیر که قصد داشتم آن را روز 8 مارس ( روز جهانی زن ) در صفحه ام بگذارم و به دلایل متعددی نشد  مثل همیشه. در واقع خلاصه ای از فعالیت های درن در زمینه فیلمسازی تجربی و آوانگارد است که فقط بخش کوچکی از صدها مقاله ای است که راجع به او و آثارش چاپ شده است.

 

مایا درن، یکی از بنیانگذاران و برجسته ترین چهره های جنبش آوانگار سینمای آمریکا بود که در 1917 در شهر کیف ( پایتخت جمهوری اوکراین ) متولد شد. پدرش روانپزشک بود. در 1922 خانواده اش به آمریکا مهاجرت کردند و در نیویورک مستقر شدند. مایا در 1938 توانست مدرک دکترا در رشته هنر و ادبیات  از کالج اسمیت کسب کند. در زمان تحصیل با وجود علاقه زیادی که به سینما و عکاسی داشت، بخش عمده ای از انرژی اش را صرف فعالیت در یکی از جنبش های اجتماعی موسوم به جنبش های زیرزمینی می کرد.

ادامه نوشته

منتقدان با من مشكل ندارند بلكه با انجيل مشكل دارند

گفتگو با مل گيبسون پيرامون « مصائب مسيح »

ترجمه شده توسط:لاله محمودی

مل گيبسون كارگردان، تهيه كننده و بازيگر فيلم هايي همچون « دلاور » (برنده دو جايزه اسكار بهترين فيلم و كارگرداني)، « هتل ميليون دلاري »، « آنچه زنان مي خواهند »، « ما سرباز بوديم »، « نشانه ها » و ... در كارنامه دارد هم اكنون فيلم « مصائب مسيح » با كارگرداني او روي پرده سينماهاي جهان است كه با استقبال فراواني روبرو شده و نام گيبسون بار ديگر بر سر زبانها است. در زير ترجمه يك گفت و گوي اينترنتي را با مل گيبسون خواهيد خواند:
 

ادامه نوشته